محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2065

تاريخ الطبرى ( فارسي )

من آن را از ميان نمىبرم و ترك نمىكنم : توانايى در فراهم آوردن مال خداى و چون فراهم آورديم بجايى نهيم كه خدا فرمان داده و ما خاندان عمر بجا مانيم و به دست ما و به نزد ما چيزى از آن نباشد . و مهاجران كه زير سايهء شمشيرها به سر مىبرند دير نمانند و بسيار مقيم نباشند و از غنيمت خدا به آنها و نانخورانشان به وفور داده شود و من مراقب نانخورانشان باشم تا باز آيند . و انصار كه خدا عز و جل را از مال خويش سهم دادند و با عامهء ناس جنگيدند از نيكوكارشان بپذيرند و از بدكارشان در گذرند و در كار خلافت با آنها مشورت شود . و بدويان كه ريشه عرب و مايهء اسلامند ، زكاتشان به حق گرفته شود و دينار و درهم گرفته شود و همه را به فقيران و مستمندانشان باز دهند . عبد الله بن عمر گويد : عمر مىگفت : « مىدانم كه كسان هيچكس را با اين دو مرد برابر نمىكنند كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم ميان آنها و جبرئيل راز گويى مىكرد و از او مىگرفت و به آنها القا مىكرد . » قصه شورى عمرو بن ميمون اودى گويد : وقتى عمر ضربت خورد به او گفتند : « اى امير مؤمنان چه شود كه جانشينى تعيين كنى ؟ » گفت : « كى را جانشين كنم ! اگر ابو عبيدة بن جراح زنده بود او را جانشين مىكردم و اگر پروردگارم مىپرسيد مىگفتم : شنيدم كه پيمبرت مىگفت كه وى امين امت است ، اگر سالم وابستهء ابو حذيفه زنده بود او را جانشين مىكردم و اگر پروردگارم مىپرسيد مىگفتم : شنيدم كه پيمبرت مىگفت كه سالم خدا را بسيار